شعری که در زیر می اید اثری است از دوست و همکار گرامی سر کار خانم نیلوفر شکیبا نژاد که در وصف رشته رادیولوزی و همکارانش در بیمارستان حضرت ابوالفضل(ع) شهرستان میناب در استان هرمزگان سروده است.

                                             ((x))

شب است و در سکوت این بخش دیدنی است

حرف دل تیوپ حرفی شنیدنی است

این x خسته است از رفت و امدش

بهر شفای جان نازش خریدنی است

خواهم در این سکوت از پیشه گویمت

از پیشه ای که چون شعری سرودنی است

با x ناشناس روزم به شب رسد

بهر تصادفی پرونده خواندنی است

بس است بگذریم از x واین تیوپ

پس پرسنل چه شد؟حرفی که ماندنی است

مسئول نظم بخش شایسته بقاست

دستور ناظمی که صفاتش ستودنی است

دهقانی ان بزرگ ان پیشکسوت است

گردو غبار دل با او زدودنی است

اقای واحدی محجوب و بی ریاست

افسانه دل پاکش چه خواندنی است

این بخش گلشن و مریم چو گل شکفت

در قلب احمدی مهری فزودنی است

نادیه قایقی است در بحر مشکلات

بهر بهادری هر کار بودنی است

کم می شود پیدا درستکار

لیلا در این زمان از این صفت غنی است

در جنگ زندگی بساک می برد

داند که در جهان بازنده مردنی است

زر می نگارد از خاک وجود خود

نرگس که در دلش عشق افریدنی است

هرگز نباشد ان مشکل که حل نگشت

شاهین همت کارگر پریدنی است

بوی کلمپه و زیره چه خوش بود

میرزایی عاری از هر غصه خوردنی است

صفری امد و این بخش آرمید

اسطوره زمان در پاک دامنی است

تاریکخانه مامن سنگر پور با صفاست

پاس کاست و پروسسور خاطره های گفتنی است

پذیرش و شلوغی ان دردسر همیشگی است

دل غلامشاهی با تلنگری شکستنی است

پاکی این بخش بسی بسته به هم ذاکری است

گام بلند همتش همچو ستون اهنی است

ز اسمان دل بکن و کمی به مرداب نگر

غنچه نیلوفری اندر دل اب رفتنی است

١٢٣